مصاحبه با Tamas Medve

مصاحبه با Tamas Medve
به این مطلب امتیاز بدهید

گفت و گویی داشتیم با Tamas Medve یکی از کاربرهای فعال فروم های Evermotion و یکی از با استعدادترین هنرمندان دنیای CG که اکنون نیز در استادیو Mir مشغول به کار است.
• سلام تاماس تا اونجا که ما میدونیم تو در هنرستان در زمینه سرامیک فارغ التحصیل شدی و بعد از اون هم رشته معماری رو ادامه دادی…میشه برای ما بگی چی تورو به سمت هنرهای سه بعدی کشوند؟
سلام به همگی قبل از هر چیز از Evermotion تشکر میکنم که این فرصت رو در اختیار من قرار داده تا خودم و کارهام رو معرفی کنم. خب من اولین مرتبه با تری دی وقتی که فقط ۱۹ سالم بود آشنا شدم. یکی از دوستای خوبم اون زمان تری دی مکس ۲۰۰۹ رو به من معرفی کرد و من شروع به یاد گرفتنش کردم. اولش این نرم افزار فقط یک ابزار کمکی برای پرزانت پروژه های معماری ام در دانشگاه بود. به یاد دارم که در اون زمان من پلان های معماری رو فقط با باکس میساختم و اصلا روحم از وجود vray خبر نداشت. شما میتونید تصور کنید اولین تری دی های من چجوری بوده … خیلییی افتضاح ( خنده) کمی بعد تر من با فوروم های Evermotion و World3d آشنا شدم و این نقطه آغاز تغییرات برای من بود.
من به درک عمیقی از مکس و وی ری به عنوان یک ترکیب قدرتمند رسیدم و همه ی تلاشم رو میکردم تا تصاویری نظیر آنچه درفوروم ها میدیدم بسازم. من خودم شروع به یادگیری کردم و خیلی از شب ها تا صبح در نت به دنبال سرچ توتریال بودم و خیلی زود عاشقش شدم.
• تو اهل Hungaryهستی اما مدتی مشغول به کار در لندن بودی و در حال حاضر هم در Bergen هستی آیا معتقدی نیاز هست که یک هنرمند تری دی برای پیشرفت های شغلی از کشورش مهاجرت کند ؟
رفتن به لندن یکی از بزرگ ترین قدم های شغلی من بود و میتونم بگم اگر این اتفاق نمی افتاد و من موقعیتی که الان در Bergen دارم رو هرگز نمیتونستم داشته باشم. من فکر میکنم این یه بخش جدایی ناپذیر از حرفه ماست که تجارب متفاوتی و جدیدی رو پشت سر بذاریم و بهترین تجربه ها وقتی اتفاق خواهد افتاد که شما در حال یادگیری از همکارانتون باشید. پس جواب من به سوال شما بله هست


همون ابتدا که به Bergen نقل مکان کردم این ساختمون رو نزدیک محل اقامتم پیدا کردم و برای من منبع الهامات خیلی خوبی شد. اسم این ساختمان Grieghallen هست و خیلی زود تبدیل شد به ساختمان مورد علاقه من در این شهر. تعداد دفعات زیادی در هفته این ساختمون رو میدیدم و قبل از شروع این پروژه چند عکس از آن گرفتم تا بتوانم بهترین زاویه ممکن رو برای کارم انتخاب کنم و خب من به دیتیل ها نیاز داشتم. در نهایت تصمیم گرفتم تصویری از این بنا به نمایش بذارم که برای خود من همیشه تداعی کننده Bergen و حس و حال اولین باری که به این شهر اومدم، باشه.
• میشه از تجربیات کاریتون در Foster+Partners و Mir برای ما بگید و اینکه این دو چه تفاوت هایی با هم دارند؟
سیستم و رویه کاری این دو کمپانی کاملا متفاوت هست تفاوت اصلی اینجاست که MIR یک استودیو مستقل شبیه سازی است، برعکس F + P که در آن تیم شبیه سازی در کنار دیگر تیم هاست . در فاستر شما در کنار معماران در یک ساختمان مشغول به کار هستید و برخی اوقات این حس را خواهید داشت که در پروسه دیزاین نیز نقش دارید که خب این در جای خودش میتونه خیلی هیجان انگیز باشه اما مشکلاتی هم در پی داره مثلا زمانی که در دیزاین تغییراتی داده میشه و شما مجبورید خلاقیت بزنید تا در تایم محدود تغییرات رو در شبیه سازیتون اعمال کنید. اما در استادیو میر داستان کمی متفاوت است. معماران نمیتوانند هر زمان که خواستند برای چک کردن شبیه سازی به استادیو بیاییند و درخواست تغییرات در طرح را بکنند همچنین در MIR زمان بیشتری برای انجام هر پروسه در اختیار است که همین امر باعث شده پروژه های MIR خلاقانه تر باشند.


یکی از پروژه هایی استادیو میر
مکان : Norway( نزدیکBergen)
معمار: Link Arkitekter
• پروژه های تو خیلی حس و حال دارند و معمولا مناطق آب و هوایی خاصی رو نمایش میدهند منبع الهام تو برای رسیدن به این چنین تصاویری چیه؟
در محیط کار معمولا همکارانم درخیلی از این الهامات نقش دارند( لبخند) اما وقتی یک پروژه شخصی رو شروع میکنم دیدن فیلم خیلی برای من الهام بخش هست. من عاشق سرچ کردن کانسپت های دو بعدی در اینترنتم و سعی میکنم با کمک گرفتن از ابزار ها و المان های بقیه هنرمندها راه جدیدی برای خودم پیدا کنم. مثل افکت های آب و هوایی، غبار یا اضافه کردن یه داستان به تصویر.


در اینجا من سعی کردم یک صحنه نیمه تاریک و رمزآلود رو به تصویر بکشم باید اعتراف کنم که سریال های کاراگاهی خیلی تو رسیدن به این صحنه به من کمک کردند. این پروژه فرصت خوبی فراهم کرد تا کمی بیشتر روی پوشش های گیاهی بدون استفاده از المان های دو بعدی کار کنم و تونستم به نتایج جالبی برسم.
• شما برنده چالش کمپانی ما در تری دی مکس، وی ری و فوتوشاپ شدید:
Metallum City – ¬ Giants in the Dust
این ۳ همان نرم افزار هایی هستند که به طور معمول از آن ها استفاده میکنید یا نرم افزار دیگری هم هست؟
بله این ها همان نرم افزار هایی هستند که در محیط کار و خانه استفاده میکنم.


این تصویر برای ۲۰۱۳Evermotion Challenge طراحی شده است (سخن سر دبیر)
یک داستان کوتاه برای شهر کوچک من “Metallum City”:
افزایش ناگهانی ارتفاع سطح آب دریا ها باعث شده بود آیندگان برای محافظت از شهرشان متوسل به سد ها و شبکه ها شوند. مردم مانند موش ها در تاریکی و کانتینر های قفل شده زندگی میکردند. خیابان ها پر از جرم و جنایت شده بود. بار دیگر انسان با چالش جدید و طاقت فرسایی رو به رو بود.

• اساس پروژه های تو بیشتر ۳D هست یا پست پروداکشن؟ آیا بستگی به کاری که انجام میدی داره؟
سوال سختیه اما باید بگم که بله کاملا بستگی به پروژه داره من فک میکنم که پست پروداکشن با تریدی برابری میکنه. اگر چه خیلی از همکاران نظر متفاوتی دارند و من به نظرشون احترام میذارم اما با نگاهی به فیلم ها، بازی ها و vfx breakdowns میفهمیم که این دو لازم و ملزوم هم هستند و من در روند کاری خودم به یک میزان از هر دو بهره میبرم.
این پروژه صحنه هایی از جنگ رو به نمایش گذاشته، زمانی که بیگانگان از دنیای دیگری در حال حمله به شورای Dioptase در زمین شماره ۳ هستند.

• کدوم قسمت از پروسه شبیه سازی مورد علاقه ترین بخش برای تو هست و کدوم قسمت رو اصلا دوست نداری انجام بدی؟
نه قسمتی نیست که دوس نداشته باشم انجام بدم، اوکی چرا هست ( خنده) شاید یه چیز… ایمپورت کردن مدل ها در مکس رو دوست ندارم اما ما بقی مراحل رو دوست دارم. من عاشق اینم که چیدمان صحنه کنم، زاویه دوربین رو تنظیم کنم، شیدر پردازی کنم یا مود های مختلفی رو تجربه کنم، اما اگر قرار باشه یکی رو به عنوان بهترین مرحله انتخاب کنم قطعا مرحله پست پروداکشن هست. این مرحله درست مثل مرحله اضافه کردن ادویه در آشپزی میمونه.
• بعد از این همه سال کدام یک از پروژه هات رو چالش برانگیز ترین برای خودت میدونی؟
خب نمیتونم یکی رو انتخاب کنم چون تمام پروژهایی که کار کردم برای من چالش برانگیز و جالب بودند اما هر کدوم در زمینه ای متفاوت. برای مثال تا قبل از F+P من هرگز پروژه های به اون بزرگی نه دیده بودم و نه کار کرده بودم و خب کمی برام ترسناک هم بود. اما در حال حاضر چالش برانگیز ترین موضوعی که باهاش دست و پنجه نرم میکنم خلاق تر شدنم هر هفته نسب به هفته قبل ترهست.

• برنامت برای آینده چیه؟ آیا رویایی در ذهنت داری که بخوای روزی عملیش کنی؟
هدف بلند مدت من یادگیری چیزهای جدید هست، شاید تجربه کار تو فیلد های متفاوت تر. من شیفته matte¬painting و کارهای ترکیبی هستم واسه همین قصد دارم نرم افزار هایی مثل Nuke رو یاد بگیرم
رویا؟.. شاید کار کردن به عنوان یک compositor برای یک فیلم با بودجه خفن.
این عکس برای مسابقه matte¬painting ، cgsociety طراحی شده است
ایده من ایجاد فضایی بین گذشته و آینده که در آن شهر ها به صورت معلق در بیابان ها هستند.نژاد انسان در تلاش برای نجات از جنگ است و گرما پس از پدیده گردوغبار در جهان در حال گسترش است.
• وقتی که کار نمیکنی به چه تفریحاتی میپردازی؟ آیا علایق خاصی جز کارهای ۳D و گرافیکی داری؟
اره من تفریحات بدی دارم ( خنده) من معتاد بازی های کامپیوتری انلاین هستم و در زمان بی کاری با دوستان قدیمی خودم در Hungary بازی میکنم و وقت هایی که جلو مانیتور نباشم معمولا به باشگاه میرم یا از خونه میزنم بیرون و با دوستام نوشیدنی میخورم.

• در آخر میشه هنرمندان جوانی که تازه در این راه قدم گذاشتند رو راهنمایی کنی و رمز موفقیتت رو با ما در میون بذاری؟
من حس میکنم دو فاکتور مهم برای موفقیت در این حرفه عشق و از خودگذشتگی، اگر دارای این دو ویژگی هستید به راحتی میتونید هر چیزی که بخواهید رو یاد بگیرید. همیشه پذیرایی چیزهای جدید باشید و اگر شانس رفتن به یک کشور خارجی برای کاردر یک استادیو بزرگ را پیدا کردید، اصلا تردید نکنید.

• متشکریم تاماس

 

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *